حمد الله مستوفى قزوينى

مقدمهء مصحح 46

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

كسى خواستى كه حكايتى خاصّ يا واقعه‌اى معيّن از آن طلب كردى ، همهء كتاب را تعديد بايستى كردن ، پس تسهيل حال خوانندگان را و تكثير نفع طالبان را ، ما اين ترجمه را به ابواب و حكايات مرتّب كرديم و آن را فهرستى ساختيم ، تا چون كسى در آن نگرد ، درحال به طريق اجمال بداند كه مضمون كتاب چيست . . . » - حمد اللّه مستوفى نيز در متن ظفرنامه به نحوى بسيار مطلوب به ترتيب و تبويب مطالب و وقايع به توالى تاريخى آن پرداخته و صورتى سهل الوصول به آن داده است . تا آنجا كه از براى خواصّ و عوام به يكسان آسان‌ياب وقايع دوران پرعظمت زندگانى حضرت رسول ، از ولادت تا رحلت آن جناب ، به ترتيب وقوع حوادث ، معنون و مرتّب و قابل بررسى شده است . خلاصه آن‌كه از بابت ترتيب و تبويب موضوعات مندرج در متن ، هر دو مصنّف ذوق سرشار و در عين حال عالمانه و مبتكرانهء خود را در خدمت مراجعين خود قرار داده‌اند . - در هر دو اثر به نحوى بارز لحن بيان و درونمايهء وقايع تاريخى صبغهء عرفانى دارد و اين ويژگى دستمايه جذّابيّت و دلچسبى آنها شده است . - تكرار پرتعداد خطاب « سيّد » از ميان خطابهاى حضرت رسول اكرم در كار هر دو مصنّف وجهه‌اى هنرى دارد كه به گمان اين بنده امرى اتّفاقى نبوده است ، بلكه نشان از وحدت آفاق ديد آنان دارد و در ضمن يكى از نشانه‌هاى استفادهء مستقيم مستوفى از متن سيرت رسول اللّه است . - و امّا عمده‌ترين وجه اشتراك چشمگير سيرت النّبى و ظفرنامه در اتفاق ديدگاه و اتّحاد منابع آنها از جمله تمايل هر دو به انديشه‌هاى اماميّه و جانبدارى و دوستدارى اهل بيت ، عليهم السلام ، به‌ويژه مولاى متّقيان على عليه السّلام است ، كه ذيلا به اجمال از آن ياد مىكند : - در ضمن مقدّمهء ظفرنامه طى ابياتى از على ( ع ) با عناوين « ابن عمّ رسول » ، « ولىّ خداوند » ، « جفت بتول » ، « به تن شير يزدان پروردگار » ، « سر اوليا » ، « صاحب ذو الفقار » ، : به استناد فرمايش رسول اللّه : « منم شهر و عليّم در است » ياد مىكند ؛ و در همان‌جا از پسران گرامى آن حضرت با تعبير « چراغ زمين و شمع زمان » ، « از نسل پاك بتول » ، « مايهء شادى طبع رسول » سخن مىگويد و امام حسن ( ع ) را « خاتم دولت راشدين » ، امام حسين ( ع ) را